سوره کوثر: هر سه آیه به «ر» ختم میشود
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ
این سوره از کوتاهترین سورههاست (۳ آیه و ۱۰ کلمه) و هر سه آیهاش با «ر» پایان مییابد: «الکوثر»، «وانحر»، «الأبتر». در محتوا هم تقابلی هست: آیه اول سخن از «کوثر» (فراوانی) است و آیه آخر از «ابتر» (بریده و بیدنباله).
سوره ناس: صدای «س» مثل وسوسه
مَلِكِ النَّاسِ
إِلَٰهِ النَّاسِ
مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ
الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ
مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ
تمام شش آیه به «س» ختم میشود. وقتی به آیه چهارم و پنجم میرسیم («الوسواس الخناس»، «یوسوس») صدای «س» پشتسرهم تکرار میشود و همان خشخش آهستهای را میسازد که از معنای «وسوسه» انتظار دارید. همچنین کلمه «الناس» پنج بار آمده و سه صفت «رب»، «ملک» و «إله» پلهپله پیش از آن میآید.
سوره عادیات: صدای تاخت اسب
فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا
فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا
فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا
فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا
این آیهها از اسبهای تاخته میگویند: نفسنفس زدن، جرقه زدن سمها بر سنگ، یورش صبحگاهی، برخاستن گرد و غبار. جملهها کوتاه و پرشتاباند و پایان همه روی وزن یکسان («ـحاً، ـحاً، ـحاً، ـعاً، ـعاً») است. خواندنشان با تلفظ درست تقریباً شبیه ضرب سم اسب است.
سوره قارعه: ضربهای پشتسرهم
مَا الْقَارِعَةُ
وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ
«قارعه» یعنی کوبنده. سه بار در سه آیه تکرار میشود و هر بار بر ابهام و هیبتش افزوده میشود: اول فقط نام، بعد پرسش، بعد «تو چه میدانی؟». حروف «ق» و «ع» هم مثل کوبیدن در، سخت و محکماند.
«کُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ»
دو نکته زبانی: «فلک» یعنی مسیر گرد و دایرهوار، و فعل «یسبحون» یعنی شنا کردن (روان و بدون تماس). نکته دوم اینکه پایان فعل «ـون» است که در عربی معمولاً برای انسانها و موجودات عاقل به کار میرود، اما برای خورشید و ماه و شب و روز آمده است. علمای بلاغت این را نوعی جانبخشی میدانند: هر کدام «گویی» آگاهانه در مسیر خود شناورند.
سوره حمد: هفت حرف که اصلاً در آن نیست
در تمام سوره فاتحه این هفت حرف از ۲۸ حرف الفبا حتی یک بار هم نیامده است و خودتان میتوانید با چک کردن متن آن را بررسی کنید. این امر واقعیتی قابل آزمون است. اما اینکه چرا هیچکدام نیامدهاند، دیدگاههای متفاوتی وجود دارد و اجماعی ندارد.
چهار کلمه، یک قانون
عربها مثلی داشتند: «القتل أنفى للقتل». علمای بلاغت آیه را از چند جهت برتر میدانند: کوتاهتر است، «قتل» را تکرار نمیکند، بهجای «نفی» از «حیات» حرف میزند و بهجای «قتل» از «قصاص» که عدالت است.
«ظلمات» همیشه جمع، «نور» همیشه مفرد
هرجا این دو کنار هم آمدهاند، «ظلمات» بهصورت جمع و «نور» مفرد است. توضیح مفسران: راههای گمراهی فراوان است اما راه روشنایی یکی است.
سوره اخلاص: پایان همه آیهها «د»
اللَّهُ الصَّمَدُ
لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ
وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ
هر چهار آیه با «د» تمام میشود: «أحد»، «الصمد»، «یولد»، «أحد». سوره با واژه «أحد» آغاز و با همان واژه تمام میشود، پس مثل حلقهای بسته است. در آیه سوم هم «لم یلد» و «لم یولد» متقارناند: نه زاینده است و نه زادهشده.
سوره عصر: سه آیه، یک برنامه کامل
إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ
هر سه آیه به «ر» ختم میشود: «العصر»، «خسر»، «الصبر». آیهها از کوتاه به بلند میروند: قسم، حکم کلی (انسان در زیان است)، و استثنا. استثنا چهار شرط دارد: ایمان، عمل صالح، سفارش به حق و سفارش به صبر. این چهار مورد را برخی مفسران خلاصه همه دین دانستهاند.
سوره شمس: قافیه «ها» از اول تا آخر
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا
وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا
وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا
اینجا فقط چهار آیه اول آمده، اما هر ۱۵ آیه این سوره به «ـاها» ختم میشود (از «ضحاها» تا «عقباها»). آیهها هم جفتجفت متضادند: خورشید و ماه، روز و شب. دو آیه آخر هم نتیجه: «قد أفلح من زکاها» و «قد خاب من دساها».
چهار واژه که شنیدنشان کافی است
نام قیامت، به معنای صدای کرکننده. «ص» و «خ» با تشدید هم صدا دارند و هم شدت.
فریاد جهنمیان. ریشهاش «صرخ» (فریاد) است، اما با صیغه «افتعال» چهار حرف سنگین (ص، ط، خ، ر) پشتسرهم آمده است که خود تلفظ آن شبیه فریاد است.
نام چشمهای در بهشت. برخلاف دو واژه قبل، حروف روان و نرم (س، ل، ب، ی، ل) دارد، و خود آوا مثل جاری شدن آب است.
«سوگند به صبح وقتی نفس میکشد». نمونهای از استعاره: روشن شدن تدریجی هوا مثل بازدم آرام جاندار تصویر شده است.