بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

اعجاز لفظی قرآن

نمونه‌هایی که با چشم و گوش می‌شود حسشان کرد. روی دکمه‌ها بزنید تا حروف مورد نظر در آیه‌ها برجسته شوند.

۱ قافیه یکسان

سوره کوثر: هر سه آیه به «ر» ختم می‌شود

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ

این سوره از کوتاه‌ترین سوره‌هاست (۳ آیه و ۱۰ کلمه) و هر سه آیه‌اش با «ر» پایان می‌یابد: «الکوثر»، «وانحر»، «الأبتر». در محتوا هم تقابلی هست: آیه اول سخن از «کوثر» (فراوانی) است و آیه آخر از «ابتر» (بریده و بی‌دنباله).

۲ تقلید صدا

سوره ناس: صدای «س» مثل وسوسه

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ
مَلِكِ النَّاسِ
إِلَٰهِ النَّاسِ
مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ
الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ
مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ

تمام شش آیه به «س» ختم می‌شود. وقتی به آیه چهارم و پنجم می‌رسیم («الوسواس الخناس»، «یوسوس») صدای «س» پشت‌سرهم تکرار می‌شود و همان خش‌خش آهسته‌ای را می‌سازد که از معنای «وسوسه» انتظار دارید. همچنین کلمه «الناس» پنج بار آمده و سه صفت «رب»، «ملک» و «إله» پله‌پله پیش از آن می‌آید.

۳ تقلید صدا

سوره عادیات: صدای تاخت اسب

وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا
فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا
فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا
فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا
فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا

این آیه‌ها از اسب‌های تاخته می‌گویند: نفس‌نفس زدن، جرقه‌ زدن سم‌ها بر سنگ، یورش صبحگاهی، برخاستن گرد و غبار. جمله‌ها کوتاه و پرشتاب‌اند و پایان همه روی وزن یکسان («ـحاً، ـحاً، ـحاً، ـعاً، ـعاً») است. خواندنشان با تلفظ درست تقریباً شبیه ضرب سم اسب است.

۴ تکرار و تعلیق

سوره قارعه: ضربه‌ای پشت‌سرهم

الْقَارِعَةُ
مَا الْقَارِعَةُ
وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَةُ

«قارعه» یعنی کوبنده. سه بار در سه آیه تکرار می‌شود و هر بار بر ابهام و هیبتش افزوده می‌شود: اول فقط نام، بعد پرسش، بعد «تو چه می‌دانی؟». حروف «ق» و «ع» هم مثل کوبیدن در، سخت و محکم‌اند.

۵ گزینش واژه

«کُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ»

لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ ۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ
سوره یس، آیه ۴۰ (مشابه آن: انبیاء ۳۳)

دو نکته زبانی: «فلک» یعنی مسیر گرد و دایره‌وار، و فعل «یسبحون» یعنی شنا کردن (روان و بدون تماس). نکته دوم این‌که پایان فعل «ـون» است که در عربی معمولاً برای انسان‌ها و موجودات عاقل به کار می‌رود، اما برای خورشید و ماه و شب و روز آمده است. علمای بلاغت این را نوعی جان‌بخشی می‌دانند: هر کدام «گویی» آگاهانه در مسیر خود شناورند.

۶ حروف غایب

سوره حمد: هفت حرف که اصلاً در آن نیست

ثجخزشظف

در تمام سوره فاتحه این هفت حرف از ۲۸ حرف الفبا حتی یک بار هم نیامده است و خودتان می‌توانید با چک کردن متن آن را بررسی کنید. این امر واقعیتی قابل آزمون است. اما این‌که چرا هیچ‌کدام نیامده‌اند، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد و اجماعی ندارد.

۷ ایجاز

چهار کلمه، یک قانون

وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ
سوره بقره، آیه ۱۷۹

عرب‌ها مثلی داشتند: «القتل أنفى للقتل». علمای بلاغت آیه را از چند جهت برتر می‌دانند: کوتاه‌تر است، «قتل» را تکرار نمی‌کند، به‌جای «نفی» از «حیات» حرف می‌زند و به‌جای «قتل» از «قصاص» که عدالت است.

۸ جمع و مفرد

«ظلمات» همیشه جمع، «نور» همیشه مفرد

يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ
سوره بقره، آیه ۲۵۷

هرجا این دو کنار هم آمده‌اند، «ظلمات» به‌صورت جمع و «نور» مفرد است. توضیح مفسران: راه‌های گمراهی فراوان است اما راه روشنایی یکی است.

۹ قافیه و ساختار حلقه‌ای

سوره اخلاص: پایان همه آیه‌ها «د»

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
اللَّهُ الصَّمَدُ
لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ
وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ

هر چهار آیه با «د» تمام می‌شود: «أحد»، «الصمد»، «یولد»، «أحد». سوره با واژه «أحد» آغاز و با همان واژه تمام می‌شود، پس مثل حلقه‌ای بسته است. در آیه سوم هم «لم یلد» و «لم یولد» متقارن‌اند: نه زاینده است و نه زاده‌شده.

۱۰ فشردگی

سوره عصر: سه آیه، یک برنامه کامل

وَالْعَصْرِ
إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ

هر سه آیه به «ر» ختم می‌شود: «العصر»، «خسر»، «الصبر». آیه‌ها از کوتاه به بلند می‌روند: قسم، حکم کلی (انسان در زیان است)، و استثنا. استثنا چهار شرط دارد: ایمان، عمل صالح، سفارش به حق و سفارش به صبر. این چهار مورد را برخی مفسران خلاصه همه دین دانسته‌اند.

۱۱ هماهنگی ۱۵ آیه

سوره شمس: قافیه «ها» از اول تا آخر

وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا
وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا
وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا

اینجا فقط چهار آیه اول آمده، اما هر ۱۵ آیه این سوره به «ـاها» ختم می‌شود (از «ضحاها» تا «عقباها»). آیه‌ها هم جفت‌جفت متضادند: خورشید و ماه، روز و شب. دو آیه آخر هم نتیجه: «قد أفلح من زکاها» و «قد خاب من دساها».

۱۲ واژه‌هایی که صدایشان معنایشان است

چهار واژه که شنیدنشان کافی است

الصَّاخَّةُ
عبس ۳۳

نام قیامت، به معنای صدای کرکننده. «ص» و «خ» با تشدید هم صدا دارند و هم شدت.

يَصْطَرِخُونَ
فاطر ۳۷

فریاد جهنمیان. ریشه‌اش «صرخ» (فریاد) است، اما با صیغه «افتعال» چهار حرف سنگین (ص، ط، خ، ر) پشت‌سرهم آمده است که خود تلفظ آن شبیه فریاد است.

سَلْسَبِيلًا
انسان ۱۸

نام چشمه‌ای در بهشت. برخلاف دو واژه قبل، حروف روان و نرم (س، ل، ب، ی، ل) دارد، و خود آوا مثل جاری شدن آب است.

وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ
تکویر ۱۸

«سوگند به صبح وقتی نفس می‌کشد». نمونه‌ای از استعاره: روشن شدن تدریجی هوا مثل بازدم آرام جان‌دار تصویر شده است.

این موارد بر پایه سنت بلاغی و تفسیری مسلمانان بیان شده‌اند و برای مطالعه بیشتر می‌توانید «دلائل الإعجاز» جرجانی و «التصویر الفنی فی القرآن» سید قطب را ببینید.